قاصدک
هان چه خبر آوردی
از کجا، وزکه خبر آوردی
خوس خبر باشی اما
اما
گرد بام و در من بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه زیاری ، نه زدیار ودیاری ، باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
! قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش قریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو دروغ ،که فریبی تو فریب
قاصدک
راستی آیا رفتی با باد
با توام های کجا رفتی آی
راستی آیا جایی خبری هست هنوز
مانده خاکستر گرمی جایی؟
در اجاقی _ طمع شعله نمی بندم _ خردک شرری هست هنوز ؟
! قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می گریند

![[PLAY]](/img/play_button.gif)


